خالی - تاریخ: 1392/3/2 ساعت: 13:23
دلم شکست...! عیبی ندارد شکستنی است دیگر، می شکند ... اصلا فدای سرت٬ قضا و بلا بود! از سرت دور شد. اشکم بی امان می ریزد ... مهم نیست٬ آب روشنی است! خانه ات تا ابد روشن ... بعد از مدتــ هـا دیدمشـ!!! دستامـو گرفت و گفت چقدر دستاتــ تغییر کردنـ… خودمـو کنترلــ کردم و فقـط لبخندیــ زدم… تــو دلـم گریهـ ...